یادداشتی به بهانه کنسرت «پردگیان باغ سکوت»
رازدارانی که سکوت را نقاشی کردند
[ بهرنگ کشاورز – آهنگساز و مدرس دانشگاه ]

اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۵ ، جامعه هنری شاهد رخدادی فرخنده و بی نظیر در تاریخ موسیقی ایران بود . کنسرت پردگیان باغ سکوت نه تنها شعله کم جان و بی رمق موسیقی هنری و اصیل ایرانی را که نم نمک به واسطه بی کیفیت شدن اجرای مجریان آن و گرایش به سمت سلیقه عام رو به خاموشی بود به خورشیدی درخشان بدل کرد ،  بلکه با کیفیتی که اجرای استاد کیهان کلهر و اساتید همنوازش به مخاطبان ارائه کردند ، تعریف جدیدی از استاندارد های شنیداری موسیقی ایرانی به مخاطبان عرضه شد و متری برای اجرا و قیاس  فرم و محتوا در کنسرت های موسیقی ایرانی پدید آمد و این شاید فرخنده ترین بخش این مجموعه کنسرت ها بود . سعی می کنم در این مجال اندک به گوشه ای از این موارد اشاره کنم :

الف- به خاطر ندارم در تاریخ موسیقی ایرانی برای کنسرتی صرفا سازی و بدون خواننده چنین استقبال بی نظیری از سوی مخاطبان صورت گرفته باشد ، آنگونه که بلیطهای ۹ شب کنسرت تالار وحدت در کمتر از دو ساعت به طور کامل به فروش رسید و شبیه به همین امر در سایر شهرستانها هم اتفاق افتاد  و هنوز خیلی کثیری از علاقه مندان وجود دارند که موفق به تهیه ی بلیط نشده اند . این امر در وهله اول بیانگر آن است که بر خلاف تصور رایج ، سلیقه شنیداری مخاطب موسیقی ایرانی ، صرفا متمایل به موسیقی با کلام و سنت خواننده محوری نیست . لااقل طی یک ماه گذشته ، مخاطبان موسیقی در شهرهایی که کنسرت پردگیان باغ سکوت در آنجا اجرا شد نشان دادند که تا چه حد مشتاق و آشنا به شنیدن انتزاع بکر و ناب موسیقی بی کلام هستند و این گامی ست بلند و موثر برای جامعه موسیقی ایرانی که مخاطب را با ساز تنها بیشتر مانوس ببیند .

ب-  بی تردید تنها چیره دستی و تسلط بی نظیر نوازندگان این کنسرت اصلی ترین دلیل استقبال مخاطبان بوده است  و نه پروپاگانداهای تبلیغاتی پرحاشیه که گاه برای پر کردن سالن های کنسرت از سوی برخی اهالی موسیقی می بینیم و می شنویم و آنقدر رایج و وافرند که نیازی به ذکر مثال ندارند .

کیهان کلهر در این کنسرت ها ، بی هیچ ادعا و قیل و قال و جنجالی ، استادی مسلم خود را در موسیقی به رخ کشید . هر شب شنوندگان و بینندگان کنسرت از نزدیک شاهد افسونگری کلهر با ساز بودند . اغراق نیست اگر ادعا کنیم تاریخ موسیقی ایران نوازنده ای چون او را به خود ندیده است لااقل در زمینه اجرای صحنه ای و بداهه نوازی  —  که در عین تسلط و اشراف به ردیف موسیقی سنتی و رپرتوار کلاسیک بازمانده از اساتید خاندان فراهانی ، اینچنین با فرهنگ موسیقی بومی و نیز ادبیات موسیقی کشورهای مطرح در زمینه موسیقی ملل همچون هندوستان و ترکیه و موسیقی عرب آشنایی داشته باشد و سازش برخوردار از آن المانها ولی با بیان شخصی خود باشد .  تبحر او در بیان احساسات ناب و متنوع همراه با توانایی تکنیکی بی نقص در نوانس ، اینتوناسیون ، شیوش های صوتی بدیع و متنوع ، ریتم ، زمان بندی ، کنترل آرشه و انگشت گذاری ، سبک شناسی و از همه اینها مهم تر آزادی شاعرانه و بی قید و شرط موسیقی  که امضای همیشگی اوست ، کلهر را بدل به ستاره ای در موسیقی ایران کرده که مشکل بتوان جایگزیی برای او تصور کرد .

همنوازان کلهر در این کنسرت نیز از توانایی های ویژه ای برخوردار بودندکه نشان از درایت کلهر در چینش چنین ترکیبی داشت . علی بهرامی فرد نوازنده سنتور که پیش از این آثار و تالیفات متعددی برای سنتور داشته و نزدیک به ۸ سال است که همکاری تنگاتنگی با کلهر دارد نیز در طول این اجراها تسلط خود را بر سازش نشان داد .  تکنوازی هایی که یا از واژگان ردیف دستگاهی ولی با بیانی معاصر نشات می گرفت و یا بداهه نوازی هایی بود ملهم از موسیقی محلی  که پیشتر هم در آثار دیگرش  به ویژه  آلبوم راهه از او شنیده بودیم و البته تسلط او در بیان و تکنیکهای متنوع مضرابی روی ساز ۱۱ خرک که کم کم با آثار او به سازی رایج در بین سنتورنوازان بدل گشته است .

نوید افقه نیز در طول این کنسرتها ثابت کرد که چرا نام او طی حدود دو دهه گذشته متمایز از سایر نوازندگان تمبک بوده است . از بخش تکنوازی او بر بستری از ملودی شمال خراسان ، که شامل قدرت و سرعت بی نظیر وی در کنار انتخاب الگوهای ریتمیک بدیع برای تمبک بود گرفته ، تا همراهی کامل و بی مزاحمت و شاعرانه او با قطعات ضربی گروه که با آن پژواک های خاصش بُعدی  جدید به آثار بخشیده بود .

نوازندگی تار هادی آذرپیرا نیز صلابت و اصالت نسل تربیت شده استادان مکتب تبریز و اواخر قاجار را یادآوری کرد که با شکوه و آرامش ، جملاتی را از گلستان نغمه های میرزا حسینقلی فراهانی و مرتضی خان نی داوود را با بیانی معاصر اجرا کرد .

ج انتخاب رپرتوار این کنسرت نیز با تنوع و هوشمندی خاصی شامل سیری خلاقانه از سنت تا مدرنیسم بود .

پیش درآمد علی بهرامی فرد همچون سبک نوازندگی او  ریشه در سنت دارد ولی در عین حال سرشار از ترکیبات و جمله بندی های معاصر است. رنگ آذرپیرا یادآور خلوص و صداقت مکتب تار تبریز است . چهارمضراب بیداد کلهر مملو از جملات ناب و خاص شاعرانه اوست . تصنیف کرمانجی با شعری که برای آن انتخاب شده  به شدت تاثیر گذار  و تصویری است  که با زلزله ای که افقه در انتهای آن ایجاد می کند به روایتی چند بعدی و مدرن تبدیل می شود . تکنوازی پایانی کلهر رقصی آسمانی است که به جستجو و مکاشفه ی عاشق و معشوق می ماند . استغاثه سنتور بر تمی ملهم از موسیقی مازندران پس از نجواهای مالیخولیایی سازها که گویی در فضایی اثیری  از هم عبور می کنند و گاهی متحد می شوند مقدمه ای می شود برای پرواز طرقه ی اسطوره ای که همه شنوندگان بیش از دو دهه است  با آن خاطره دارند ….

و اینها همه به آنجا می انجامد  که در طول ۱۰۰ دقیقه کنسرت سنگین و سخت ، هیچ شنونده و بیننده ای کاری جز سکوت محض نمی کند و با تمام وجود ، تمام سلولهای جسم و اجزاء جان گوش می شود و خاطره ای آسمانی برای مخاطب رقم می خورد .

کنسرت پردگیان باغ سکوت به لطف حضور استاد کلهر و  همنوازانش جانی تازه به کالبد موسیقی سنتی ایران دمید و نوید بخش آن بود که می توان با این هنر که از هزاره ها عبور کرده  تا به امروز ما رسیده ، هنوز و همیشه مخاطب را حرمت گذاشت و از او مهر دید .

نویسنده:این مطلب توسط آموزشگاه موسیقی هیوا تهیه شده است

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *