رباب

آموزشگاه موسیقی

رباب ساز معروف مردم فارس و خراسان است. و آن سازی بود كه بعضی بر آن سه وتر بندند و بعضی چهار

و بعضی پنج و اوتار آن مزوج ( جفت ) بندند ((چنانكه هر دو وتر را حكم یك وتر باشد و اصطخاب معهود آن همچون اصطخاب معهود عود باشد.

رباب از الات (( ذوات الاوتار مقیدات )) است))

رباب در عربی به فتح و در فارسی به ضم راء تلفظ میشود.
رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند
كه هوش و گوش به پیغام اهل راز كنید (حافظ)
من دوش به كاسه رباب سحری
می نالیدم ترانه كاسه گری (مولوی)
((كاسه رباب بیشتر از چوب زرد آلو می سازند و اول آن را در چوب شیر می جوشانند یا در آب گرم ،

اما شیر بهتر باشد تالیونت بیشتر حاصل شود و در وقت نقر كاسه آسان تر بود .

رباب ۶ وتر دارد . از سه نوع ابریشم اول ریز كه اغلظ اوتار است و دوم حاد كه نسبت با زیر ادق است و سیوم مثنی كه نسبت با حاد ادق است ))
(( رباب به ویژه در خراسان محبوبیت داشته است .

هر چند اعراب نیز ازین ساز آن قدر حمایت كردند تا سرانجام آن را به یك ساز ملی مبدل ساختند .

واژه رباب نزد اعراب گویای چندین ساز زهی آرشه دار بوده است

كه ظاهرا نوعی از آن كه رویه صاف و مسطح داشته به ارباب ملی اعراب تبدیل شده بود

و به همین سیاق ایرانیان نیز رباب خود را (( كمانچه )) می نامیدند

و آن را نام عام سازهای زهی كشیدنی خود قرار داده اند .

نوع خاص و قابل تشخیص دیگر رباب ایرانی غیشك ( برابر شوشك ) اعراب است ))
دو زلفونت بوه تار ربابم
چه می خواهی از این حال خرابم (بابا طاهر )
(( رباب در ایران و مخصوصا در خراسان از قدیم معروف و معمول بوده

و با وجود اینكه بعضی از نویسندگان عرب در سدر اسلام از آن نام برده اند

نخستین كسی كه درباره آن به تفصیل سخن میگوید حكیم بزرگ ابو نصر فارابی است .

رباب كلمه ای است كه در سالهای اخیر به سازهایی كه با كمانه می نوازند اطلاق می شود

ولی به احتمال قوی این ساز را هم مثل بربط و تنبور ابتدا با ناخن یا زخمه می نواختند

و به تحقیق نمی توان گفت كه در چه تاریخی به صورت ساز آرشه ای در آمده است .

  • در كشور های خاور میانه و نزدیك هفت نوع رباب مختلف وجود داشته است :

    ۱) با كاسه مربعی شكل

    ۲) با كاسه استوانه ای

    ۳) با كاسه كشتی یا كشكول

    ۴) با كاسه گلابی شكل

    ۵) با كاسه كروی شبیه به كمانچه كنونی ایران

    ۶) با كاسه ای شبیه سه تار یا تنبور كنونی

    ۷) با كاسه ای بیضی شكل

    رباب فعلی كه در جنوب شرقی ایران باقی مانده از دسته آلات زهی مضرابی است كه دارای ۱۸ سیم است . سیم ها در انتها به یك دكمه متصل شده و پس از عبور از خرك موازی هم در امتداد دسته ساز به گوشیها متصل میشوند . این ساز دارای جعبه بزرگتر پوست كشیده شده است و روی آن خرك قرار دارد كه سیم های اصلی و فرعی از روی آن عبور میكنند . دسته ساز از چوب است و در روی آن سه یا چهار پرده از زه قرار دارد .

در روی دسته كه تعدادی روی جعبه دوم قرار گرفته سوراخهای زیادی به شكلهای مختلف كنده شده است . این جعبه فقط برای اضافه كردن طنین بیشتر ساز است . رباب دارای ۶ سیم زه ای اصلی است كه به گوش ها متصل است و اضافه بر این ۱۲ سیم فلزی فرعی دارد كه برای كمك به طنین صدای اصلی است و این سیمها به وسیله ۱۲ خرك كوچك عاجی به گوشیها كه به بدنه ساز نصب شده متصلند . برای نواختن ساز را روی زانو قرار میدهند و با مضرابی كه به شكل مثلث است بر سیم ها ضربه وارد میكنند.
هوشیار زمن فسانه ناید
مانند رباب بی كمانه (مولوی)
افغان ها به ساز ساده رباب ، قیچك می گویند . رباب واژه ای ایرانی است كه به تعداد زیادی از ساز های متفاوت زهی می گویند . این ساز در گذشته با كمان و در حال حاضر با مضراب نواخته می شود . در پاكستان و شمال هند در گذشته حداقل به ۲ نوع ساز عود مانند رباب می گفته اند كه یكی از آن دو در حال حاضر در افغانستان هنوز به همین نام متداول است


آموزشگاه موسیقی شرق تهران

آموزشگاه موسیقی

نی

آموزش موسیقی

نی قدیمی ترین ساز بادی است و در ایران سه نوع آن مورد استفاده قرار می گیرد :
۱) نی كوتاه :
نی كوتاه با قطر نسبتا كلفت كه سازیست محلی و با آن آهنگ های محلی را اجرا می كنند

و دو نوع صدا از آن اخذ می شود :
الف) بم كه در آن نوازنده از صدای خود كمك میگیرد و دو رگه است .
ب) صدای زیر كه یك اوكتاو با بم اختلاف دارد و گاهی نوازنده دو صدارا با هم مخلوط می كند

این نوع نی معمولا دارای ۷ بند است كه ۵ سوراخ آن روی آن و یكی در پشت آن قرار دارد

و طول آن معمولا ۳۰ تا ۳۳ سانتی متر و قطر آن تقریبا ۵/۲ سانتی متر است

و در اكثر نقاط ایران وجود دارد .نوازنده آنرا در وسط لبها قرار داده

و دهان را كمی باز میكند و در آن می دمد و صدای آن زیر و بسیار روشن است .

وسعت هر یك از صداها ۶ نت میباشد

و بعضی از نوازندگان چیره دست نیم پرده بالاتر را هم اخذ می كنند .
۲) نی بلند :
كه در قدیم به نای خرك معروف بوده است و شاید به خاطر بلندی به این نام معروف شده است .

این نی تقریبا بلندترین نوع نی است كه صدای بسیار بمی دارد

و در قدیم صدای حالت دست بسته آنرا با صدای سیم بم عود یكی می دانستند .
این نوع نی دارای ۵ سوراخ است كه ۴ سوراخ روی آن و یكی در پشت آن قرار دارد

و به درستی نمی توان گفت كه دارای ۷ بند است .

طول این ساز بین ۷۰ تا ۸۰ سانتی متر است و قطر دهنه آن تقریبا ۵/۲ سانتی متر است .

صدای بسیار بم و سوزناكی دارد و در بین مردم ، این نی و نی كوتاه به نی چوپانی معروفند .

نوازنده آنرا در گوشه لب قرار داده و ملودی های كم وسعت و كوتاه را اجرا می كند ،

صدای آن دو رگه است . همراه با مقداری از صدای خود نوازنده

كه بیشتر در مقام های دشتستانی و ماهور و بیات ترك قطعاتی می نوازند

وسعت صدای آن ۶ نت است ولی معمولا نوازندگان با تجربه ۷ صدا را از آن اخذ می كنند .

این ساز در جنوب ایران و مازندران و بین قبایل تركمن و خراسان نواخته می شود .
۳) نی هفت بند :
جزو سازهای موسیقی اصیل ایرانی می باشد .

ساختمان آن تقریبا تثبیت شده است و روی آن ۵ سوراخ و پشت ان ۱ سوراخ دارد .

این را معمولا با دندان می نوازند

( لیكن نوازندگانی هم هستند كه آنرا با لب می نوازند

و نواختن این ساز را با دندان جزو ابداعات نایب اسدالله اصفهانی می دانند

كه به احتمال قوی این طرز نواختن قبل از وی نیز رایج بوده است )

بدین ترتیب كه سر آنرا در دهان بین دندان ها می گذارند

و هوا را بدون واسطه به داخل نای می دمند .
برای دمیدن در نی باید از نفسی كه در داخل ششها اندوخته ایم استفاده شود .

سرش را باید وسط دندان پیشین قرار داد و بعضی ها برحسب عادت نی رامیان دندان

و نیش و پیشین می گذارند كه حالت اول اصولی تر است

و بخاطر اینكه هوامستقیم وارد نی میشود در هر دو صورت زبان باید روی نی قرار گیرد .

اگر نی را سمت راست بدن قرار دهیم باید سمت راست دهان روی نی باشد

و طرف چپ آزاد و برعكس اگر طرف چپ بدن قرار گیرد

قسمت چپ دهان بوسیله لبها نی را می پوشاند

و هوای ششها باید بدون مزاحمت زبان و دندانها وارد نی گردد .

لرزانندن لبها كه به نظر بعضیها كار زشتی است به ویبراسیون صدا كمك می كند

و بیشتر برای صدای اوج و غیث مورد احتیاج است .

نی هفت بند دارای ۴ منطقه صوتی به قرار زیر است : بم ، اوج ، غیث ، ذیل .
نوازندگان پر تجربه دو نوع بم را اخذ می كنند كه یكی قوی است

و صدای دو رگه بسیار سوزناك و دلنشینی دارد

كه برای این صدا كه نفس بیشتری احتیاج است

و هنگام نواختن برای این صدا نی را باید با زاویه بازتری نواخت و دیگری صدای بم نرم است

كه زاویه نی را باید بسته تر از بم قوی گرفت و با نفس كمتری در آن دمید .
صداهای نی ثابت نیستند و باید صدای دلخواه را به وسیله دمیدن و شدت هوا و همچنین با انگشتان اخذ كرد

مثلا برای گرفتن (( می بمل )) باید نصف انگشت را به طرف بالا یا پایین بلند كرد.
با نی میتوان ویبراسیون ، نت های مقطع ، تریل ، نگاهداشتن نت پایه

و ملودی سازی ، ترمولو ( گیلیساندو ) را اجرا كرد .

نوازندگان معاصر ، دست بسته این ساز را Re فرض می كنند و آنرا جزو سازهای كششی می دانند.

آموزش موسیقی

قانون

آموزش ساز های موسیقی

در بخش‌های ساز شناسی متون کهن موسیقی به سازی سه گوش بیرون ساعد

با سطحی مجرد تنها دارای هفتاد و دو وتر آن یک کوک می‌گرفته

با اوتاری از ابریشم و گاه از روده و گاه از مفتول سیم اشات رفته‌است

که همانند چنگ نواخته می‌شده‌است. اختراعش را به افلاطون نسبت می‌دهند.

قانون یکی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است

که توانایی بیان گوشه‌های موسیقی ایرانی را دارد

ولی متاسفانه مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده،

در حالی که در کشورهای همجوار سالهاست که ازاین ساز استفاده شده‌است.

تقریبا از نیم قرن پیش تا کنون، موسیقی دانان ایرانی به اجرای این ساز روی آورده‌اند،

اما با وجود اینکه زمینه کار اینان بر نغمه‌های موسیقی ایرانی مبتنی بوده‌است،

به دلیل تقلید ناآگاهانه از روش و سبک نوازندگی موسیقی عربی،

این پندار اشتباه به وجود آمده که ساز قانون عربی است

و آن را باید به شیوه عربی نواخت، حال آنکه این سبک در قانون نوازی،

علاقه مند به موسیقی ایرانی را فرسنگها از شناخت اصول

و ظرایف این ساز که کاملا با موسیقی ایرانی منطبق است، دور می‌سازد.

از آنجا که نوازندگی بر روی هر ساز و بیرون کشیدن «نغمه»‌های گوناگون از آن،

گذشته از توانایی و مهارت نوازنده، بستگی به امکانات و موانعی دارد

که در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده‌است، اینک باید اندیشید

در ساز قانون که قرنها خارج سرزمین ایران، در کشورهای عربی زبان، ترک زبان و ارمنی زبان،

بیرون از مسیر موسیقی ایرانی به رشد و تکامل خود ادامه داده

و «بیانی» غیر ایرانی یافته‌است، آیا می‌توان آن را به سازی با بیان موسیقی ایرانی

و با امکاناتی ویژه اصول و ظرایف این موسیقی، و با همان پرده بندیهای مخصوص آن تبدیل نمود ؟

این تبدیل البته غیر ممکن نیست، هر چند که موسیقی دانان،

یعنی آن گروه از نوازندگان پنجاه ساله اخیر، که به معرفی این ساز و اجرای آن دست یازیده‌اند،

متاسفانه به فکر این تبدیل نبوده و قانون را کماکان به همان شیوه عربی اجرا کرده‌اند

و جای بسی تاسف است که برخی از نوازندگان پیش گفته،

حتی همان شیوه اجرایی را در تعلیم به شاگردان خویش به کار گرفته‌اند،

در نتیجه اصالت راستین و نخستین آن به مرور از میان رفته ولحنی غیر ایرانی از اجرای ساز قانون انتظار می‌رود.

حال آنکه می‌توان با احساس مسئولیتی لازم شیوه نوازندگی این ساز را بر پایه نیاز موسیقی ایرانی منطبق کرد

و بر این زمینه به آموزش و فراگیری این ساز پرداخت

و شیوه‌های متداول در کشورهای همسایه را به کلی فراموش کرد.

قانونهای فعلی موجود در ایران که بر اساس پرده بندیهای خاص خود از کشورهای دیگر

به سرزمین ما وارد شده و یا از روی همان الگوها در ایران ساخته شده‌اند،

هیچیک جوابگوی موسیقی ایرانی نیستند.

این توضیحات، از یک سو ظرایف موسیقی ما را به سادگی در اختیار نوازندگان و نو آموزان می‌گذارد

تا به یاری آنها بتوانند قانونهای موجود را که خارج از پرده بندی ایرانی است،

از راه کوک و تغییرات جزئی، با پرده بندی این مجموعه تطبیق دهند

و از سوی دیگر خود پیشنهادی همه جانبه‌است برای سازندگان ساز قانون که از این پس،

این نکات را در نظر داشته باشند، ضمنا یادآوری این نکته نیز لازم می‌نماید

که با پرده بندی پیشنهاد شده و امکاناتی که این ساز می‌تواند

در اختیار نوازنده بگذارد، نه تنها می‌توان هر قطعه موسیقی ایرانی

را در همه مقامها و دستگاهها به اجرا در آورد،

بلکه توان اجرای اغلب قطعات نوشته شده برای سازهای دیگر اعم از ایرانی یا غربی را نیز خواهیم داشت

درباره مفهوم کلمه «قانون» مفهوم «قانون» (و در زبانهای اروپائی :kanon-kanun-kanon)،

و مفاهیمی گوناگون دارد که در پایین به مهم ترین آنها اشاره می‌شود:

canon (قانون) و قاعده‌ای که، به ویژه بر حسب احکام شرعی کلیسای مسیحیت

و منابع انجیلی وضع شده باشد.

canon آثار نبوغ آمیز و برجسته یک خلاق هنری

کانن شکلی از یک قطعه موسیقی، ساخته شده تحت قواعد پیچیده‌ای

که یک بخش ملودی بتواند پس از پاسی از زمان، به فاصله همصدا،

اکتاو، یا فاصله‌های جز آن، توسط بخش‌های دیگر تقلید شود.

در موسیقی یونان قدیم، kanon نام مونوکورد است

و اینک برای نشان دادن «قانون»‌های فیزیک صوت در آزمایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

یک «پسالتری» (psaltery) نوعی ساز که توسط اروپاییها از شرق گرفته شده

و مشتق از کلمه «قانون» (qanun) عربی است.

این کلمه و نه الزاما ساز از ریشه kanon یونانی آمده‌است.

در حجاری ستونهای کلیسای جامع سانتیاگو، می‌توان ساز canon,mezzo canon قانون متوسط را مشاهده کرد.

(qanun) Kanun نام عربی برای سازی شبیه به پسالتری به شکل ذوزنقه و با تعداد زیادی سیم است (۶۴ سیم در قرن ۱۴). این کلمه در یونان قدیم (به این شکل Kanon) به معنای مونو کورد به کار می‌رفته

و آن دستگاهی است که در آزمایشگاه صوت شناسی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است.

نام قانون در اوایل قرن دهم میلادی در کتاب شبهای عرب آمده‌است. این ساز بعداً به اروپا برده شد .

آموزش ساز های موسیقی

تنبور

آموزش ساز

تنبور یكی از قدیمی ترین و اصیل ترین سازهای ایرانی است .

امروزه تقریبا نیمی از مردم جهان با این ساز باستانی ایرانی آشنایی دارند

و در گوشه و كنار دنیا نامهای گوناگونی بر آن گذاشته اند .

این ساز قدیمی با صدای آسمانی و ملكوتی خاص خود در بیشتر كشورها مخصوصا

چین ، ایران ، تركیه ، عراق ، و كشورهای استقلال یافته مانند آذربایجان و ارمنستان و…

در بین مردم خصوصا مردم بومیاز احترام خاصی برخوردار است .

این مردم در عبادتهایدسته جمعی و فردی خود برای راز و نیاز با خدا از آن استفاده میكنند

و آنرا موجب نزدیكی قلبها به خدا میدانند .

از زمان قدیم در ایران بویژه در منطقه غرب، استان خراسان ،

و در اطراف استانهای فارس و لرستاندر خانقاه ها برای ذكر و عبادت از آن استفاده میشده است .

در این مقاله كه نقلی است از مجله هنر موسیقی ،

شماره ۳ ، مرداد ماه ۱۳۷۷ میخواهم به سیر تایخی این از به قلم محققین گرامی بپردازم :

( تنبور از فرهنگ سازها اثر مرحوم ملاح )

تنبور سازی است از خانواده آلات موسیقی رشته ای .

آنگاه كه این محفظه صوتی به تدریج شكل بیضی پیدا كرده

و اندك اندك یك قسمت از دو قسمت باریك بیضی طویل تر و باریكتر شده

و هنگامی نام بربط یا عود بر آن نهاده شده كه دسته ساز اندكی بلندتر شده

و كاسه طنین ساز ، پر حجم تر گشته است در همین عصر است كه ساز دیگری آفریده شده است .

بر این ساز نیز در مناطق مختلف گیتی نامهای گوناگون نهاده شده است . از جمله در ایران آن را تنبور نامیده اند .

فارمر مینویسد : با انتشار دین اسلام به اكناف عالم تاثیر ایران در آلات موسیقی به همه جا رخنه كرد

و حتی در نقاطی هم كه اسلام انتشار نیافته بود راه یافت ،

یعنی از طرف مشرق به سواحل اقیانوس اطلس

و از شمال به سیبری و از جنوب به هندوستان و جزایر شرقی هند نفوذ كرد.

تنبور كه در ممالك مجاور ایران به ” طنبوره ” معروف شد به تدریج به چین رسید و موسوم به ” تنپولا ” گشت.

در یونان آنرا” تام پوراس ” نامیدند. از یونان به آلبانی رفت و آنرا ” تامورا ” خواندند .

در روسیه آنرا ” دومبرا ” ، در سیبری و مغولستان ” دومبره یا دمبوره ” نام نهادند و در بیزلنس معروف شد به ” پاندورا ” .

سایر اقوام اروپایی توسط بیزانس با این ساز آشنا شدند . این ساز در تركیه و هندوستان رواج یافت .

در فرهنگ موسیقی ” ریمان ” ( ص۱۳۱۹ ) واژه تنبور آمده است :

تنبور سازی است منسوب به ایرانیان و اعراب و از خانواده عود .

” ریمان ” عقیده دارد كه این ساز در هندوستان ” تمبوری ” نامیده میشود كه بیشك همان تنبور ایرانی است .

در ایتالیا آنرا ” تمبورو ” و در قفقاز ” تمپور ” گویند . ارمنیها مانند ایرانیها آنرا تنبور مینامند .

در فرهنگ موسیقی ” گروو ” گفته شده كه كلمه تنبور در طی زمان

در اثر تلفظهای ملل مختلف به اسمهای مختلف در آمده است

دائره المعارف ” بریتانیكا “مینویسد : تنبور سازی است شرقی از خانواده عود كه دارای دسته بلند است

و ۲ یا ۳ سیم داردو با انگشت به صدا در میاید .

قدیمیترین نشانه های موجود از این ساز در مشرق زمین نقشهایی است

كه از تپه های” بنی یونس ” و ” كیوان ” واقع در شهر موصل به دست آمده است .

از این نقشها معلوم میشود كه شكل این ساز به تار امروزی شباهت بسیاری داشته است

و دسته بسیار بلند و نازك آن با كاسه ظریف و مجوفش بسیار متناسب بوده است.

مجسمه های بدست آمده از شوش كه متعلق به ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح میباشد

و همچنین مجسمه های بدست امده از ” هفت تپه ” بیانگر قدمت این ساز میباشد .

” ژول روئانه ” مینویسد : فارابی از مولفان قرن دهم میلادی آلات موسیقی زمان خود را

مانند عود و تنبور خراسانی، تنبور شیرازی و … به طور دقیق نشان داده است .

بین این سازها تنبور بغدادی كه در دمشق مرسوم بوده ، پرده بندی متفتوت داشته است .

در فرهنك كامل آلات موسیقی ” زاكس ” آمده است :

تنبور فارسی و كردی و عبری به شكل تخم مرغ است و دسته بلند دارد

و در حقیقت ساختمان تنبور نخستین گامی است كه بشر در طریق رشد و تحولاین قبیل سازها برداشته است .

به طور كلی میتوان چگونگی تغییرات شكل ظاهری تنبور را از زمان آشوریها تا عصر حاضر مشاهده كرد .

امروزه تنبور به یك قشر وسیع از جامعه بشری تعلق دارد . ریشه لغوی تنبور ” پاندورا ” بوده است .

تنبور در نقاط مختلف ایران ، نامهای خاصی داشته است ،

مانند تنبور خراسانی و میزانی یا تنبور بغدادی یا تركی ،

شروانیان و از آنچه یاد شه چنین بر میاید كه تنبور باستانی مشخصاتی به این ترتیب داشته است .

۱_سازی رشته ای

۲_نواختن با ناخن یا سه انگشت دست راست

۳_در آغاز یك تار یا یك رشته داشته است

۴_ تنبور دو نوع بوده یك نوع كه پرده یا دستان میبستند و دیگری بدون پرده بوده است

۵_ شكل ظاهری آن مانند دو تار ( چگور ) بوده است .

۶_بی تردید دارای گوشی و خرك بوده است .

آقای علیرضا فیض بشی پور در پژوهش درجه كارشناسی خود درباره تنبور اشاره دارد

به تعدادی از مقامهای این ساز مانند مقام ” باریه ” و ” طرز رستم ” ، ” مجنونی ” و ” جنگ آرا ”

كه این مقامها از مقامهای كهنی میباشد مه سینه به سینه از تنبور باستان تا تنبور حاضر نقل شده است .

گویا مقام ” باریه ” را ” باربد ” خوانده است.

آموزش ساز 

 

قیچک

موسیقی

قیچك یا غیچك و یا غژك, ساز نسبتا مهجوری‌است

كه علیرغم اینكه سالها در گروه‌های مختلف از جمله اركستر سازهای ملی (استاد پایور)

و عارف و شیدا مورد استفاده قرار گرفته‌است, كمتر به عنوان تكنواز و یا همنواز آواز مطرح شده ‌است.

قیچک لفظی ترکی است و به معنی آواز با گریه و ته گلو می باشد.

در نوشته ها, از سابقه حضور قیچک در دوره های ساسانی و دوره ای بعدی صحبت شده است.

  • نمونه ای از نوازندگی قیچک
    استاد روح‌الله خالقی در توضیح سابقه كمانچه اشاره می‌كنند
  • كه در ایران قبل از اسلام, سازی موسوم به غژك یا غژ معمول بوده ‌است.
  • ایشان ذكر می‌كنند كه خود این ساز را در بلوچستان در شهرهای داورپناه و ایرانشهر دیده‌اند
  • كه غیچك نامیده می‌شده‌ است.
    طبق نظر استاد خالقی, غیچك سازی است شبیه به كمانچه با آرشه (كمانه)
  • كه از چند تار مو تشكیل شده‌است و تعداد سیمهای آن را بیشتر از كمانچه ذكر می‌كنند.
  • به اعتقاد ایشان این ساز با غیچك اصلی تفاوت دارد و در گذشته بیش از ۲ سیم نداشته‌است.
  • حتی طبق نوشته «لاند» در كتاب تجسس گامهای غرب این امكان وجود دارد
  • كه این ساز در گذشته آرشه‌ای نبوده باشد.
  • فارابی هم در كتاب خود به غیچك اشاره‌ای نمی‌كند ولی از رباب یاد می‌كند
  • كه شبیه به غیچك است و بدون كمان نواخته می‌شود.
  •  البته ساختار رباب و قیچك امروزه تفاوت بسیاری با هم دارد.
  • در فرصتهای آتی به بررسی ساز رباب هم خواهیم پرداخت.

جنس قیچک از چوب توت است.  امروزه شکم این ساز از دو قسمت مجزا از یکدیگر تشکیل یافته،

قسمت تحتانی کوچک تر و به شکل نیم کره است

که بر سطح مقطع جلو پوست کشیده شده و روی پوست خرک ساز قرار دارد.

قسمت بالائی بزرگ تر، مانند چتری روی قسمت تحتانی قرار گرفته

و هر دو قسمت توسط سطحی منحنی از عقب به هم اتصال یافته اند

و در نتیجه در جلو یا بین دو قسمت حفره ای تشکیل شده است.

سطح جلوئی قسمت بالا، جز در ناحیه وسط که زیر گردن ساز قرار گرفته

به صورت دو شکاف پهن باز است. دسته ساز تقریبا در نصف طول خود روی شکم قرار گرفته

و نیمه دیگر در بالا به جعبه گوشی ها متصل است و دسته فاقد «دستان» (پرده) است.
سر متشکل است از جعبه کوچک (محل قرار گرفتن چهار گوشی، هر دو گوشی در یک طرف آن)

و یک زائده منحنی شکل برای آویختن ساز که کمی به عقب برگشته و جهتی افقی یافته است.
قیچک اساساً جزو دسته سازهای محلی بوده

که در سال های قبل از انقلاب و با حمایت وزارت فرهنگ و هنر وقت, به شهر آورده شده

و نه تنها ساختمان و کوک آن را تکمیل و تنظیم کرده اند،

بلکه آن را به سه اندازه مختلف «قیچک سوپرانو» به طول ۵۶/۵سانتیمتر،

«قیچک آلتو» (۶۳سانتیمتر)، و «قیچک باس» به همان نسبت بزرگ تر ساخته اند .

تمام انواع بالا چهار سیمه است.
طول سیم مرتعش در قیچک سوپرانو=۳۵/۵، در قیچک آلتو = ۳۷/۵ و قیچک باس ۷۰ سانتیمتر است.

وسعت هر یک از انواع حدود سه اکتاو است. قیچک سوپرانو, سازی است

که قابلیت تکنوازی و همنوازی هر دو را حائز است

ولی دو نوع بعدی (آلتو و باس) بیشتر به منظور همنوازی در ارکستر به کار می رود.

آرشه قیچک، پس از استاندارد شدن ساز عینا همان آرشه ویولون است.

  • قیچک باس
    قیچک از انواع سازهای محلی است که در سالهای اخیر به شهر آمده
  • و مورد استفاده قرار گرفته است و همانطور كه استاد خالقی اشاره كرده‌اند .
  •  بیشتر در نواحی جنوب شرقی ایران معمول است و در آن نواحی حتی،
  • طبق عقیده و سنت اهالی، برای معالجه امراض به کار می رود.
  • در سطح فوقانی شکم و پشت دسته سوراخ و حلقه ای است که دو تسمه بر آن الصاق می شود
  • یکی از تسمه ها را به کتف چپ و دیگری را به کمر می بندند
  • و ساز در موقع نواختن تقریبا آزاد و آویزان می شود.
  • اما نوازندگان شهری تمایل به استفاده از این تمهید ندارند.

کوک قیچک محلی ثابت نیست ولی مسلم این که سیم ها تقریبا هیچ وقت نسبت به یکدیگر فاصله پنجم نداشته اند.

آرشه (كمانه) در اصل (نوع محلی آن) شبیه به آرشه کمانچه است

و امروزه در شهر از آرشه ویولون و ویولنسل در نواختن نوع شهری آن استفاده می شود.
از بین هنرمندانی كه تا به حال در گروه‌های مختلف قیچك نواخته‌اند

می‌توان به استاد رحمت‌الله بدیعی، خانمها پروین صالح، پروین شكالور،

زنده‌یاد حسین فرهادپور و اردشیر كامكار اشاره كرد.

موسیقی

موسیقی

درامز

آموزشگاه

 درامز از سری سازهای percussion “کوبه ای” می باشد

که در صده ۱۷۰۰ در انگلستان اختراع شد، این ساز در ابتدا به این شکل نبود

و در طی سالها تغییر به صورت استاندارد امروزی در آمده است،

مثلاً double bass drum  pedal توسط ولادمیر پوشکوموف در سال ۱۷۳۷ در شهر “کیف” اختراع

و به ساز درامز اضافه گردید

استاندارد این ساز بدون وسائل اضافه امروزی به ترتیب زیر است

۱- ۱x Bass Drum + Pedal

۲- ۱x Floor Tom

۳- ۱x Snare

۴- ۲x Toms

۵- ۱x Hi Hat Cymbal + Pedal

۶- ۱x Crash Cymbal

۷- ۱x Ride Cymbal

 

این استاندارد هم در موزیک Jazz و هم در موسیقی Rock مورد استفاده است.

در واقع ساز درامز می تواند ترکیبی از ۳ طبل بیس، اسنیر و فلور تام باشد

تا سازی به بزرگی نوازنده مشهوری چون تری بوزیوی

(نوازنده ۵۷ ساله آمریکایی درامز در گروه فرانک زاپا)

که به ازای تمامی کلاویه ها و نت های موجود در پیانو طبل و سیمبال در ساز خود قرار داده است.

ساز درامز غیر از طبل در خود تعدادی صفحه فلزی

به نام Cymbal یا در زبان فارسی “سنج، زنگ، چلب و یا بشقابک”  نیز در خود جای داده است

که تاریخچه آن بازمیگردد به زمان ماقبل تاریخ (بعد از عصر فلز).

برفرض مثال در موزه بریتانیا دو عدد سیمبال ۱۳ سانتی متری به نمایش عموم در آمده است

متعلق به تابوت مومیایی شدهء  Ankhhape موزیسین مقدس مصر باستان است.

استفاده سیمبال در اقوامی چون آشوری و ایرانیان نیز قدمتی تاریخی دارد،

ایرانیان از سنج هایی به مراتب بزرگتر برای استفاده های ارتشی

و درباری و مذهبی بهره می بردند. در مدارک به دست آمده در یونان در تصاویر

 Pan و Satyr سیمبال های فلزی نیز به تصویر کشیده شده است.

 

سنج در واقع یک واژه پهلوی است، خواستگاه سنج هایی که در میانه آن یک برآمدگی وجود دارد

به نام Persian Cymbal شناخته می شوند

در شاهنامه نیز از سنج به عنوان یکی از ابزار موسیقی جنگی

در ارتش پادشاهان اسطوره ای همچون کیومرث (اولین مرد آفریده شده

توسط اهورا مزدا که پادشاه جهان نام گرفته است)  و کیکاوس یاد شده است.

این نوع سنج در شهر هایی همچون رشت، گیلان، کاشان، لاهیجان، سمنان و سبزوار

از دیرباز در مراسم آیینی مورد استفاده قرارگرفته است

آموزشگاه 

ساکسیفون

آموزش

ساز بادی که به سال ۱۸۴۰ توسط آدولف ساکس از اهالی بروکسل از اجماع

خصوصیات بادی های چوبی و بادی های مسی اختراع شد

این ساز از روی کلارینت ساخته شده و مانند کلارینت دارای زبانه ای نی ای

(از نوع ساده آن) و مانند بادی های مسی از جنس فلز و دارای لوله ای مخروطی شکل

( یعنی در قسمت دهانی کم قطر حدود ۲ سانتی متر و انتهای آن با قطری متجاوز از ۱۰ سانتی متر) است
از این ساز به اندازه های مختلف ساخته شده و

تحت نام هایی که به میدان صدا و بخش آنها مربوط است نامیده می شود
مثلا ساکسیفون سوپرانو، ساکسیفون آلتو، ساکسیفون تنور و غیره
وسعت صدا در هر یک از انواع بالا حدود دو اکتاو و نیم است
با وجود آنکه اهنگسازان متاخر مانند راول، دبوسی و استراوینسکی آن را وارد ارکستر کردند

آما هنوز ساکسیفون از سازهای اصلی ارکستر سنفونیک محسوب نمي شود.

نام ساز،از روی اسم سازنده آن آدولف ساکس (اهل بلژیک ۱۸۱۴،و فوت پاریس ۱۸۹۴)
گرفته شده است.

اين ساز از دسته ساز هاي يك زبانه اي , و با آنكه از جنس فلز ساخته شده

از ساز هاي خانواده « كلارينت » است .
شماي ظاهري آن , مانند كلاريت باس , به شكل لوله مخروطي شكلي است

كه دو بار انحناء يافته است . انتهاي پائين ساز , رو به بالا خم شده

و دهانه انتهائي مانند شيپور گشاد شده است .

ساكسیفون از نظر عوامل ساختماني , تركيبي است از كلارينت و ابوا ,

( شباهت آن به خانواده ابوا از شكل مخروطي لوله ناشي شده است )
جنس اصلي ساز برنز است و غالبا بر روي آن ورقه اي از نقره كشيده شده است
ساكسیفون به اندازه ها و كوك هاي مختلف ساخته شده است

كه حدود و وسعت همه شان يكي است …
چهار عضو گروه ساكسيفونها:

۱) اولين و بزرگترين عضو اين خانواده كه ساكسيفون باريتونه توسط آدولف ساكس بلژيكي در سال ۱۸۴۰ اختراع شده .

اين ساز با وجود صداي رسا و قوي اون قديم قديما فقط توي اركستر هاي نظامي متداول بود

اما امزوز ميشه صداشو در گروههاي جاز به صورت سلو و يا همراهي كننده شنيد.

۲)ساكسيفون آلتو: اين ساز به خاطر بر خورداري از صدايي رسا

يكي از مشهورترين اعضاي خانواده ساكسيفون هاست

كه وسعت و نرمي صداش باعث شده طرفدارهاي زيادي تو موزيك پاپ و گروههاي بزرگ

و گاهي اركستر ها داشته باشه و به عنوان يك ساز سلو در موسيقي جز خيلي موفقه.

۳)واما سومين عضو اين خونواده تنور ساكسيفونه
ساكسيفون تنور يك ساز اركستريه كه در گروههاي مختلف كاربرد داره

كه باز توسط همون آدولف ساكس بلژيكي خودمون اختراع شده
اين ساز شامل يك دهني تك زبانه ايه كه به يه لوله فلزي پهن و مخروطي شكلي وصل شده

كه اصلا همين ويژگي باعث شده كه ساكسيفون در طبقه بندي خاص خودش قرار بگيره

شما ميتونيد صداي تنور ساكس رو تو خيلي از گروههاي جزو بلوز و پاپ و راك بشنويد

و البته در ساخته هاي قشنگ خودتون تو اين سبكها ازش استفاده كنين

۴)وحالا داداش كوچيكه خانواده آقاي ساكس كه اسمشو ساكسيفون سوپرانو گذاشتن
اين نوع از ساكسيفون بر خلاف برادرهاي بزرگتر هيچ انحنايي در ساختارش نداره

بلكه به شكل يك قيف مستقيمه تا بتونه زير ترين نتها رو در گروه سازهاي ساكسيفون اجرا كنه

ولي بيشتر براي رهبري گروههاي جز كوچيك به كار ميره و به عنوان همراهي كننده در گروههاي جز_راك تركيبي

 

آموزش آموزش